شهید علی اصغر اصغری ترکانی
شهید علی اصغر اصغری که در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و راهنمایی و با توجه به اینکه برادر بزرگش علی اکبر در مدرسه آیت ا... مجتهدی دروس حوزوی می خواند وارد حوزه ی علمیه...
پنج شنبه 5 اسفند 1395    
بازدید: 1885

شهید علی اصغر اصغری ترکانی


تاریخ و محل تولد: خرداد / 1342شاد آباد تهران

محل و زمان شهادت 1362: عملیات خیبر

 ازدواج با دختر استاد

شهید علی اصغر اصغری که در خانواده ای مذهبی دیده به جهان گشود پس از گذراندن تحصیلات ابتدایی و راهنماییو با توجه به اینکه برادر بزرگش علی اکبر در مدرسه آیت ا... مجتهدی دروس حوزوی می خواند وارد حوزه ی علمیه شد و علوم حوزه را نزد حجت الاسلام بهشتی فرا گرفت.

علی اصغر پس از گذشت چند سال از حضورش در حوزه دختر استادش را خواستگاری کرد و حجت الاسلام بهشتی که به او اطمینان داشت و جدیت شاگردش را در فراگیری دروس و روحیه ی معنویش تحسین او را برانگیخته بود این طلبه ی جوان را به عنوان داماد پذیرفت و دخترش را به عقد او در آورد . شهید علی اصغر اصغری به همراه برادرش علی اکبر از همان اوایل انقلاب علاوه بر تحصیل در حوزه با کمک برادر دیگرشان محمدرضا فعالیت های انقلابی بسیاری انجام می دادند و در تظاهرات و راهپیمایی های محل و توزیع اعلامیه های امام نقش به سزایی داشتند علاوه بر این کارها، فعالیت ها و مسئولیت های مسجد صاحب الزمان fمحله ی شادآباد را نیز این دو برادر انجام می دادند.

مؤسس مکتب قرآن

درهمان ســال ها هم بود که علی اکبر و علی اصغر کلاسهای مکتب قرآن را به نام مکتب قرآن امام صادق علیه السلام در کوی هفده شهریور تأسیس کردند. با هجرت علی اکبر به قم برای تحصیلات حوزوی، مسئولیت برگزاری کلاس ها برعهده ی علی اصغر قرارگرفت و این شهیدبزرگوار به تنهایی و با وجود مسئولیت ها و مشغله های بسیاری که داشت هم تدریس می کرد و هم کلاس ها را اداره می کرد. الفت علی اصغر با قرآن ریشه در تعلیم و تربیت صحیح پدر و مادر داشت، پدرش کارمند بانک بود و مادر هم معلم قرآن بوداو که خود نقش فراوانی در تربیت فرزندی قرآنی دارد درباره ی فرزند شهیدش می گوید: حاج شیخ اصغر همیشه همراه خود قرآن کوچکی داشت و مرتب آن را می خواند و معنی می کرد.

  شهادت همزمان دو برادر

با شروع جنگ تحمیلی علی اصغر از قم به جبهه های حق علیه باطل اعزام شد و مسئولیت عقیدتی سیاسی لشگر17علی بن ابیطالب علیه السلام را برعهده گرفت و پس از شرکت در عملیاتهای مهم بیت المقدس، طریق القدس و فتح المبین و مجروحیت های پی درپی در عملیات خیبر شــرکت کرد و بر اثر اصابت ترکش به ســرش در منطقه ی جزیره ی مجنون و در سن20 سالگی به شهادت رسید اما پیکرمطهرش مفقود گردید و پس از گذشت31 سال دوری از وطن در عملیات تفحص کمیته جستجوی مفقودین کشف و شناسایی شد و به میهن اسلامی بازگشت.
همزمان با شهادت علی اصغر برادرش محمدرضا اصغری نیز در عملیات خیبر حضور داشت که به فاصله چند روز ازاو به شهادت رسید و پیکر مطهرش پس از تشییع باشکوه در بهشت زهرا سلام الله علیهابه خاک سپرده شد. برادر این شهیدان علی اکبر نیزدر سال 65 در منطقه حاج عمران براثر انفجار مین به شهادت رسید پیکراو نیز همانند شهید علی اصغر مفقودگردید و تا امروز بازنگشته است. نقل است که شهیدعلی اکبر همشه می گفت: علی اصغر راشما بعدها می شناسید الان نمی دانید او کیست من و علی اصغر فقط برادر نیستیم عاشق و معشوقیم.

 فرزندانم مهربان بودند

ام الشهدا اصغر در باره ی فرزندانش می گوید:

فرزندانم آرام و ســر به زیر بودندعلي اصغر ميگفت: مامان به خانم هاي همســایه بگو اگر ما نگاهشان نمي کنیم یا جواب سلامشــان را آرام مي دهیم به خاطر این اســت که نگاه به زنان اشکال دارد، یک وقت فکر نکنند ما قصد بي احترامي داریم. زماني هم که شهید شدند در محله ی ما غوغا بود. همسایه ها مي گفتند حیف این جوان ها که از محله رفتند. از شهید علی اصغر یک فرزند به یادگار مانده که شش ماه بعد از شهادت پدرش به دنیا آمد،او هیچگاه پدر خود را ندید و پدرنیز هرگز فرزند خود را در آغوش نکشید نام او را هم نام خود او علی اصغر گذاشتند.

پدرم همیشه هست

فرزند شهید تصویری از پدر ندارد اما کمک او را در زندگیاش حس کرده و معتقد است ارتباطش با پدر همیشگی مانده و در این رابطه میگوید: من بعد از شهادت پدرم به دنیا آمدم. شخصا از رابطه پدر و پسری خاطرهای ندارم اما چون افتخاری نصیب ما شده که از خانواده شــهدا باشم همان چیزهایی را که همه از شهدا و مرام آنها میدانیم، از پدرم هم به همان اندازه درک کرده ام.  قبل از ازدواج در موقعیتهای فردی و بعد از ازدواج در موقعیتهای زندگی حضور پدرم را با تمام وجود حس کرده ام. در دوران بچگی و نوجوانی چند بار خوابشان را دیده بودم؛ دیگر سالهاست که به خوابم نیامدهاند. اما از نظر معنوی، حضور ایشان را حس میکنم اگر جایی هم باشد که این احساس را نداشته ام به خاطر دوری خودم بوده است. ایشان همیشه هست و هوای ما را دارد. این به من ثابت شده است.

او ادامه میدهد: نمیتوانم بگویم اسطوره اما پدرم طبق تعاریف و اوصاف کسانی که با او بودهاند، بسیار آدم باتقوایی بوده. آدمی که از نفس خود بسیار مراقبت میکرده است. بر احترام به پدر و مادر تاکید فراوانی داشته است. بین دیگر فرزندان خانواده طریقه احترام گذاشــتنش با بقیه فرق داشت. حتی از مادرم و عموهایم هم شنیدهام که به این اندازه هم به خودش اجازه نمیداد که مستقیم در چشم مادر و پدرش نگاه کند. پدرم آنچه را که واقعا اشاره قرآن و اهل بیت علیم السلام بوده، عینا اجرا کرده است. برایم عجیب است که هرجا و از هر زاویه که نگاه کنی، جوانی در سن و سال ایشان آنقدر مراقبت داشته و حواسش جمع بوده است. نمیدانم میشود اسم اسطوره روی آن گذاشت یا نه. پدرم در مراقبت از نفس خیلی از سنش جلوتر بوده است. دستگیری اش از نیازمندان خیلی عالی بوده به دور و اطرافش توجه بسیاری داشته است. مهربانی خاصی داشت. اگر حتی برای کسی دلشکستگیای ایجاد میشد خیلی زود آن را جبران میکرده،
تا کسی از او آزرده خاطر نشود. در مجموع تقوای ایشان، در صدر صفتهایشان قرار داشته است.

 

پدرقرآنی با فرزندش رفت

پدر علی اصغر بعد از یک هفته از رجعت پیکر پاک فرزندش که 31 سال به طول انجامید در روز جمعه و همزمان با مراسم هفتم خاکسپاری شهید تازه تفحص شده علی اصغر اصغری ترکانی در سن 83 سالگی در اثر سکته قلبی دارفانی را وداع گفت. فرزند شهیدمعتقد است: او (یعنی پدرم) بعد از 31 سال از شهادتش به زادگاهش بازگشت و پدرش را با خود برد. از خصوصیات اخلاقی پدر شهیدان اصغری که بدون شک در خانواده و رفتار فرزندانش جاری و ساری گشت این بود که به طور حتم هر صبح پس از اقامه نماز یک جزء قرآن به همراه معنای آن قرائت میکرد و معنای آیات را باصدای بلند میخواند و معمولا این کار تا طلوع سپیده دم طول میکشید.